أمير صدر الدين ابراهيم امينى هروى

12

فتوحات شاهى ( تاريخ صفوى از آغاز تا سال 920 ه . ق ) ( فارسى )

ترجمه : مردم غم خود خورند و امّا غم من * باشد پى دوستى كه در عيش و محن باشيم به هم ز اتّفاقات حسن * يك روح به معنى و به صورت دو بدن از حضرت شيخ صدر الدّين موسى منقول است كه فرمود كه : شيخ در اوان طفوليّت به مرتبه‌اى مرتاض بود كه نور باصره‌اش چنان لطيف شد كه ملايك را در آسمان به صورت مرغان غريب نه به هيأت مرغان دنيا مىديد و از مردم مىپرسيد كه اين مرغان را شما مىبينيد و چون مردم نمىديدند تعجّب بسيار مىكردند « 1 » . و هم از شيخ صدر الدّين موسى منقول است كه فرمود كه شبى در اوان صبا حضرت شيخ در واقعه ديد كه بر بالاى مسجد جامع اردبيل نشسته ناگاه عرصهء عالم چنان كه به نور آفتاب منوّر گردد ، نورانى شد [ 15 ] . نيك ملاحظه نمود عارض آفتاب‌نشانش بود كه عالم را روشنى مىافزود . چون حضرت شيخ اين واقعه را به والدهء خود عرض كرده‌اند فرموده است كه ، تو كسى خواهى شد كه عالم به ضياء ارشاد تو منوّر گردد « 2 » . و ابن بزّاز از فرّخ قوّال « 3 » نقل مىكند كه حضرت شيخ فرمود كه وقتى كه در اوان طفوليّت در واقعه ديدم كه ، بر كوهى نشسته‌ام « 4 » و شمشير دراز پهنادار بر ميان بسته و كلاهى از پوست سمور بر سر نهاده هرچند خواستم كه شمشير از ميان بگشايم نتوانستم كلاه را از سر برداشتم نورى از سر من ظاهر شد كه عالم روشن گشت . همچنين تا سه نوبت كلاه سمور برمىداشتم و عالم روشن مىگشت و چون سر را مىپوشيدم باز جهان به حال خود مىآمد و چون به شرف ملازمت شيخ زاهد رسيدم مستفسر تعبير اين واقعه گرديدم ، شيخ - قدّس سرّه - فرمود كه ، آن شمشير حكم ولايت است و آن تاج نور ولايت ، ضمير منير وافى بصيرتان عالم تعبير و خاطر خطير صافى سريرتان عرصهء تفسير از سرّ اين معنى فيض‌پذير خواهد بود كه واقعهء صادقه كه از اوج « الرويا الصّالحة جزء من

--> ( 1 ) . ر ك : صفوة الصّفا ، ص 85 . ( 2 ) . همان مأخذ ، 86 . ( 3 ) . در برخى از نسخه‌ها فرّخ اردبيلى . ر ك : همان مأخذ ، ص 87 . ( 4 ) . همان مأخذ ، ص 87 : « بر كوه قاف بودمى » .